محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
336
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
براى اينكه به اهمّيّت ويژهاى كه اسلام در مورد اخلال و كوتاهى به وظايف اجتماعى قائل است ، پى ببريم ، كافى است كه اين حديث را بخوانيم ؛ گناهان را سه قسمت مىكند ، از عايشه نقل كردهاند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « نامهء اعمال سه نوع است : نامهء اعمالى كه آمرزيده است و نامهء اعمالى كه آمرزيدنى نيست و نامهء اعمالى كه فروگذار نمىشود ، امّا نامهء اعمالى كه بخشيده مىشود ، گناهان بين بندگان و بين خدا آمرزيده مىشود ، و نامه اعمالى كه بخشيده نمىشود شرك است ، و نامهء عملى كه فروگذار نمىشود ، مظالم بندگان خداست . » « 1 » پيش از آنكه مفهوم توبه را رها كنيم ، بر عهدهء ماست كه دو مطلب مورد توجّه را بر آن بيفزاييم كه اين دو مطلب در قرآن كريم آمده است ؛ نخست اينكه كافرانى كه وارد دين حق مىشوند ، از تمام كيفرهاى اصلاحى گذشته بخشودهاند ، گويا اين تحوّل به ايمان فضيلتى دارد كه آنها را از تمام گناهان گذشتهشان پاك مىكند ، خداى تعالى مىفرمايد : « قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ . » « 2 » دومين مطلب اينكه تأثير توبهء خالص كه با شرايط مطلوب فراهم مىآيد ، ممكن است به
--> - التّرهيب : 3 / 129 ، حديث 3366 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 2 / 60 ، حديث 2338 ؛ موضح أوهام الجمع و التّفريق 2 / 23 ؛ المحلى ابن حزم ظاهرى : 1 / 22 . ( 1 ) - ر ك : مسند احمد : 6 / 240 ، از طريق عايشه ، به اين عبارت : « دواوين نزد خداى عزّ و جل سهتاست : ديوانى كه خداوند او را به حساب نمىآورد و ديوانى كه چيزى از آن را خداوند فروگذار نمىكند و ديوانى كه خداوند آن را نمىبخشد . امّا ديوانى كه نمىبخشد ، شرك به خداست ، خداى عزّ و جل مىفرمايد : « مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ . » ، مائده ( 5 ) آيهء 72 : هركس شريكى براى خدا قرار دهد ، خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايگاه او آتش است ، براى ستمگران و ظالمان هيچگونه يار و ياورى وجود نخواهد داشت . اما ديوانى كه خداوند اهمّيّتى نمىدهد ، ظلم به خويشتن است ؛ بين خود و خدا ؛ يك روز ، روزهاش را ترك كرده ، يا نماز نگذارده خداوند او را مىآمرزد و اگر بخواهد از او مىگذرد ، و امّا ديوانى كه خداوند هرگز از آن نمىگذرد ، ظلم و ستم بندگان به يكديگر است ؛ قصاص ناگزير است . » ر ك : تفسير ابن كثير : 1 / 509 و 2 / 82 ؛ بحار الأنوار : 7 / 273 ، حديث 44 ؛ اللّمعة البيضاء تبريزى انصارى : 342 ، المستدرك على الصّحيحين : 4 / 619 ، حديث 8717 ؛ مجمع الزّوائد : 10 / 248 ؛ مسند احمد : 6 / 240 ، حديث 26073 ؛ شعب الايمان : 6 / 52 ، حديث ، 7473 و 7474 . ( 2 ) - انفال ( 8 ) آيهء 38 : به افرادى كه كافر شدهاند ، بگو اگر ( از مخالفت و لجاجت ) بازايستند و به سوى آيين حق بازگردند ، گذشتهء آنها بخشوده خواهد شد .